495- man uşaq na anliyaydim...  

درخواست حذف این مطلب
مگر می شود از مرگ، به جز با مر ... سخت تر رهایی یافت؟ و این یعنی آدمی را مجالِ رهایی نیست جز به مر ... سخت مردن و در پیِ زند ... نبودن. مردن برای مردن. رفتن برای رفتن. و من چه ساده دلانه پنداشته بودم که سخت ترین مرگم را گذرانده ام و این سرآغازِ زند ... ِ من است. آن سرآغازِ رنجِ دهشت بارتری بود و این شب  دلِ هزار تکه ام تاوانِ خوشیِ میانِ دو هیچ است که گذرانده ام.رنج می ماند و آن لحظه های معدودِ خوشبختی، بی خبریِ میانِ هیچ ها، می گذرند.

ادامه مطلب